TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 23/10/2019 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 AFRICA 
AFRICA / قانون جنگل: دسایس تراست هسته ای فرانسوی آرِوا در افریقا
Date of publication at Tlaxcala: 09/07/2012
Original: Enquête : Areva en Afrique ou la loi de la jungle
Translations available: Deutsch 

Françafrique – فرانس افریقا
قانون جنگل: دسایس تراست هسته ای فرانسوی آرِوا در افریقا

Eva Lacoste اِوا لاکوست

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

 

 

بهای استقلال انرژی ادعایی فرانسه چیست؟


در حالیکه در سال 2011 پنجاهمین سالگرد اعلام استقلال کشورهای افریقائی را با سخنرانی های بلند و بالای انساندوستانه جشن گرفتند، هنوز نیز نظامی پا برجاست که از زمان استعمار باقی مانده است: حمایت نظامی، دیپلماتیک و مالی از دیکتاتورها و رژیم های استبدادی در آن سامان، در مقابل اولیت هائی که دسترسی آنها را به منابع طبیعی ممکن می سازند. برای این امر بهترین نمونه گروه آرِوا AREVA و نقش تعیین کننده شبکه فرانس آفریک می باشد که تا کنون به خوبی از عهده عقب انداختن تمایلات دموکراتیک در آن کشورها بر آمده است. معادن آرِوا در نیجِر هنوز نیز یک سوم تولیدات آنجا را به خود اختصاص می دهند، در حالی که آن کشور بیش از پیش در قرضه های خارجی غرق می شود. در فرانسه یک سوم چراغ ها به میمنت اورانیوم نیجِر روشن می شوند ، در حالیکه اکثر اهالی نیجِر خودشان فاقد برق هستند. البته برق نیجِر در خود این کشور تولید نشده و از کشور همسایه که نیجِریه باشد وارد می گردد. افسانه استقلال انرژی فرانسه بهائی دارد و آن را باید انسان هائی بپردازند که محیط زیست و سلامتشان خسران می یابد، کشورشان غارت شده و امیدهایشان برای آینده ای بهتر نقش بر آب می گردد. حتّا آب که مایه حیات است آلوده گشته و بهره برداری بیش از اندازه و دزدانه از آب های زیر زمینی اطراف آرلیت در سرزمین طوارق در نیجِر موجب گسترش صحرا گشته است.

گروگان گرفته شدن 5 فرانسوی در پایان سال 2011 در این سرزمین را البته تا حدی باید از سرخوردگی اهالی صحرا و تقسیم ظالمانه درآمد حاصل از استخراج اورانیوم دانست. اما از گفتگو در این باره در عرصه عمومی جلوگیری شده و به کسی اجازه ی انتقاد از زد و بند های آرِوا داده نمی شود. و این بدان دلیل است که قراردادهایی وجود دارند  که معمولا شرایط ذکر شده در آنها جزو اسرار می باشند. قراردادهای مزبور با خطرات درازمدتی همراه اند که نسبت بدانها حاشا می گردد. این ها روش هائی است که از سال ها پیش در استخراج معادن مزبور عادی می باشند... : آری بازار برای کار خود حد و مرزی نمی شناسد – به نقل از گُلیاز

 

   

از زمان بسته شدن آخرین معدن اورانیوم فرانسه در سال 2001 افریقا برای نیروگاه های این کشور قابل صرفنظر نیست. گروه آرِوا مانند گذشته تحت حمایت بزرگترین سهامدارش که دولت فرانسه باشد و تحت حمایت قانون و با استفاده از نفوذ دولتمردان در سکوت محض به فعالیت های پُرسود خویش ادامه می دهد. اما بهای تمام شده این معاملات برای سلامت مردم و محیط زیست بسیار سنگین است.

 

گروه آرِوا که تقریبا در 100 کشور جهان فعال است به اکثر زمینه های صنایع هسته ای پوشش می دهد: استخراج اورانیوم، غلیظ نمودن و تصفیه تفاله آن، مهندسی و ایجاد راکتورهای اتمی و سیستم های کنترل و مراقبت آنها. آرِوا، «این عنصر درخشنده ی صنایع فرانسه» در سوم سپتامبر 2001 از ادغام دو عامل فوق العاده مهم بخش هسته ای بوجود آمد: یکی کوژِما COGEMA (شرکت عامه مواد هسته ای) که 1976 فعالیت خود را در زمینه استخراج و غلیظ نمودن اورانیم به سی ای اِ CEA (اداره نیروی هسته ای کشور) واگذار نمود و دیگری فراماتُم FRAMATOM که از 1958 در زمینه ساختن کوره های ویژه برای نیروگاه های اتمی فعالیت می نمود. بدین قرار همه کارها برای تداوم فن آوری اورانیوم با حمایت دولتی و شبکه های «فرانک آفریک» و تداوم روش های بکار بسته تمرکز یافت (به مصاحبه زیر با رافائل گرانوو توجه کنید). اما تاریخچه این گروه فقط از سال 2001 آغاز نمی گردد، بلکه در واقع ادامه توسعه نیروی هسته ای فرانسه و تاریخجه بنیادی است که مسئول این کار شده بود: سی ای اِ در سال 1945 به خواست ژنرال دوگل برای ایجاد تسلیحات اتمی فرانسه به وجود آمد. به خواست او تولید مواد اولیه هسته ای در بالاترین درجه اولویت قرار گرفت و فرانسه افریقا را در این زمینه به خدمت گرفت. اما چنانکه بعدها روشن شد صنعت هسته ای تولید برق خطراتی را به همراه داشته و برای مردم کشورهای تولید کننده خسارت بار می باشند.

نخستین منابع عظیم اورانیوم در سال 1956 در مونانا (مواندا) واقع در گابُن کشف گشتند. گابُن آن زمان هنوز یکی از مستعمرات فرانسه در مناطق حارّه ی افریقا بود. در سال 1961 استخراج این منابع آغاز و 40 سال ادامه یافت که گاهگاه نیز با استفاده از تهدید اسلحه انجام می شود. از جمله در سال 1965 که کارگران معدن به دنبال صانحه ای دست به اعتصاب زدند. در مجموع تا کنون 26 هزار تن مواد گرانبهای کانی از آنجا استخراج کشته است که البته آثاری نیز از آن به جای مانده است.

اهالی اطراف معادن مزبور هنوز نیز با آثار رادیواکتیو استخراج اورانیوم دستبگریبان می باشند: از راه تنفس هوا، استفاده از مواد غذایی و آب مصرفی و نیز به سبب اینکه بسیاری از ساختمانها با بقایای مواد استخراجی بنا گشته اند. علاوه بر این ها 2 میلیون تن زباله ی رادیواکتیو در مجراهای آب ریخته شده و 4 میلیون تن دیگر توسط COMUF (شرکت معادن اورانیوم فرانسویل) که شعبه ی COGEMA و پیشگام آرِوا بود، در آن معادن که حال دیگر متروک می باشند، ریخته شده است. به گفته برونو اُندو که سرپرست صلیب سرخ آنجاست «در حال حاضر یعنی 13 سال پس از متروک شدن معادن مزبور هنوز نیز کارگران معدن و اهالی منطقه مونانا از آثار آن در عذاب اند. بخش آلوده به رادیواکتیو در مناطقی واقع است که مردم، مونیاک را خیس کرده، ماهی گیری می کنند و مساکن آنها در آنجا  قرار دارند. بهای واقعی استخراج اورانیوم را باید مردم بومی بپردازند». شرکت COMUF برای همکاری با سازمان نگهبانی بر میزان تابش اتمی در مونانا لابراتوار آلگاده ALGADE را که یکی از موسسات وابسته به COGEMA می باشد مأمور نمود، البته با نظارت و تحت کنترل CNPPRI (مرکز دولتی نگهبانی بر تابش). اما اکنون دیگر هویدا گشته است که طرحی که شرکت COMUF برای مقابله با خطرات احتمالی ارائه نموده است، واقعیات موجود را ماسمالی می کند: طرح مزبور نه با توجه به اطلاعات حاوی در گزارش CNPPRI قابل قبول است و نه کلیه آثار تابش رادیواکتیو را مورد توجه قرار داده است. به گونه ای که برونو اُندو مدعیست: «در باره اقدامات محافظتی در مقابل تابش، اطلاعاتی که به ما می دهند به گونه ایست که قابل پذیرش نیست. مراقبت اینکار از 10 سال پیش توسط COMUF و CNPPRI انجام می شود. اما نه ادارات محلی و نه اهالی ساکن منطقه از نتایج آن مطلع می گردند. بهمین جهت نیز بیانیه های آرامش بخش صادره به حق، مشکوک تلقی می گردند». این ها به خوبی با رویه معمول آرِوا که توسط Omertà و به صورتی تحقیرآمیز برای ساکنین منطقه اعمال می گردد، مطابقت دارد.

 


بهای واقعی استخراج اورانیوم را باید مردم بومی بپردازند.


استخراج اورانیوم نیجِر در سال 1966 در آرلیت آغاز گشت. محل مزبور بین صحرای وسیع افریقا و منطقه ساحل، در بخش متعلق به آگادز، پایتخت قوم طوارق، قرار دارد. در آن جا تا کنون یکصد هزار تن مواد کانی حاوی اورانیوم استخراج گشته است. در سال 2008 سرمایه در گردش شرکت آرِوا 2/13 میلیارد یورو بوده است، یعنی 5 برابر درآمد خالص ملی نیجِر. برای این مستعمره پیشین فرانسه به لحاظ محیط زیست در سطوح بهداشتی واجتماعی، اوضاع واقعا فاجعه بار است: زباله ی انبوه، آلودگی زمین، آب و هوا ... آرِوا تحت عنوان «10 وظیفه ی ما» مدعی است که «ما همه امکانات خود را برای محدود نمودن آثار تابش بکار می گیریم» و به گزارش موسسه ی INRS (انستیتوی نگهبانی بر تابش و امینیت انرژی هسته ای» استناد می کند. موسسه مزبور به خاطر وابستگی اش به دولت فرانسه به کرّات مورد انتقاد قرار گرفته است. خدمات پزشکی توسط آرِوا صورت می گیرد، اما آنچه مشکوک بنظر می رسد انیست که پرشکان هیچگونه آثار بیماری را که با تابش در ارتباط باشد تشخیص نمی دهند. نکته دیگر اینست که آب های زیرزمینی در معرض ته کشیدن قرار دارند، زیرا آرِوا آب های زیرزمینی تارات Tarat را که در میان صحرا قرار دارد، پمپاژ می کند.

از سال 1966 در آرلیت و آکوکان که از دیگر شهرهای معدنی است 270 میلیارد لیتر آب مصرف شده است. و امروزه نیز روزانه میلیونها لیتر به مصارف مربوطه می رسد. نیجِر پنجمین کشور تولید کننده اورانیوم در جهان و از فقیرترین کشورها بوده، عمر اهالی آن به ندرت به 50 می رسد. درآمد سالانه آرِوا 770 میلیون دلار و در مقابل آن بودجه سالانه آن کشور فقط 320 میلیون دلار است.

شرکت صنعتی آرِوا در 43 کشور جهان شعبه داشته و دامنه فعالیت های آن شامل بر 100 کشور می باشد. اما به گونه ای که منطق سودطلبی حکم می کند در سال 2007 آرِوا قصد تصرف شرکت کانادائی اورامین URAMIN را نیز (که در جدیدترین منابع کانی خویش آغاز به کار نموده بود) به بهای سرسام آور 5/2 میلیارد دلار نموده، آنرا به «منابع جنوب آفریقای آرِوا» تغییر نام داد و در جزایر بریتانیائی Jungferninseln به ثبت رساند، با طرح فاینانس و وضعیت حقوقی انتقال به خارج که از جمله تاریک ترین و غیر قابل نفوذترین انواع ممکن می باشد. با اینحال آرِوا مدعیست که «هیچگونه کار مشکوکی در فعالیت هایش وجود ندارد»!! البته این را نیز باید افزود که بهای سهام اورامین در نیمه سال پیش از بدست آوردن آن توسط آرِوا 4 برابر شده بود... بهمین جهت این معامله مشکوک بنظر آمده و مدیر آن شرکت، خانم آنه لاوِگون، مجبور شد در سال 2011 از پست خویش استعفا دهد. در ضمن این نیز قابل ذکر است که آرِوا نام خود را مدیون همین خانم می باشد که آنرا از نام معبد اسپانیائی آرِوالو گرفته بود، که دیگر اثری از بعد معنوی این نام در واقع وجود ندارد. در حال حاضر ظاهرا به خاطر مشکلاتی که بدنبال واقعه فوکوشیما در بازارهای جهانی بوجود آمده اند، ابتیاع اورامین متوقف گشته است. آرِوا همچنین قصد حفاری معادن افریقای مرکزی، نامیبیا و حتّا امامور واقع در نیجِر را که یکی از پرسودترین امکنه کانی به نظر می آید متوقف نموده است و از این جهت رهبران کشورهای مذکور به شدت نارضایتی خویش را اظهار نموده اند. در عوض آرِوا به تحکیم موقعیت خویش در قزاقستان، اردن، مراکش و نیز در مغولستان پرداخته است.

در سال 2007 رئیس جمهور فرانسه سارکوزی از تریپولیس دیداری بعمل آورد که رسما تحت عنوان «تقویت روابط میان دو کشور» صورت گرفت. در سفر مزبور چند قرارداد محرمانه ی نظامی منعقد گشته و بعلاوه سارکوزی به قذافی قول داد یکی از رآکتورهای اتمی آرِوا را رسماً برای تصفیه آب دریا در اختیار لیبی قرار دهد. اما بطوری که ژاک آتالی در کتاب خویش Jaques Attali, Econimie et apocalypse, trafic et prolifération nucléarie, Fayard, 1995 نوشت «قائل شدن تفاوت میان مواد خام هسته ای به لحاظ نظامی و غیرنظامی غیر ممکن است (...). از آنجائیکه تکنولوژی ها در هر دو بخش مزکور قابل استفاده می باشند، همه گونه تکنولوژی را می توان فروخت و این ظاهر را نیز حفظ نمود که انگار فروشنده به مقاصد صلح آمیز خریدار باور دارد». اینست که هنوز نیز دارند نیروگاه های اتمی را به فروش می رسانند...

بر طبق گزارشی که در 20 آوریل 2011 از جانب هیئت امور استراتژیک به وزارت دفاع (فرانسه) عرضه شد «در سی سال آینده قریب به 20 کشور جهان دارای تسلیحات اتمی خواهند بود». لذا با توجه به خطرات فراوانی که به کرّات در رابطه با انرژی هسته ای همراه بوده است و نیز با توجه به بدهی های عظیم کشورهای افریقائی می بایست بسیجی عظیم علیه استراتژی آرِوا ایجاد گردد. نباید فراموش کرد که این شرکت به میزان 80% به کشور فرانسه تعلق دارد. 
 

منابع اورانیوم در سراسر جهان 2009 (ارقام به هزارتن اورانیوم)

(Tlaxcala) منابع تضمین شده اورانیوم در سراسر جهان

قابل توجه:

معادن اورانیوم مرگبارند

 

برای استخراج هر تن سنگ اورانیوم، استخراج 2000 تن خاک ریز رادیواکتیو که در محیط زیست بجای می ماند لازم است. گازِ رادُن که به هنگام استخراج اورانیوم متصاعد می گردد، سلامت کارگران معدن و ساکنین اطراف را مخدوش می سازد. آلمان در این زمینه نمونه خوبی را در معادن شهر ویسموت بدست می دهد. بدنبال آلودگی شدید رادیواکتیو در آنجا رقم بالائی از افراد مبتلا به سرطان گشتند. بطوری که تعداد مبتلایان به سرطان ریه بالاتر از 7000 بوده و رقم قربانیان استحراج اورانیوم به بیش از 20000 تخمین زده شده است.

در افریقا رقم قربانیان مربوطه را با توجه به فقدان آمارگیری و قوانین خفقان بار حاکم به سختی می توان تخمین زد. اما عواقب آن برای سلامت مردم فاجعه بار است.

در حالیکه آرِوا مدعیست که در اراضی آرلیت اقدام به بازسازی و سم زدائی نموده است، با توجه به نمونه برداری کمیسیون اکتشافی مستقل برای تابش اتمی CRIIRAD ثابت گشته است که تابش به میزان 2000 برابر مقدار معمول در طبیعت رسیده است. بهره برداری از معادن عظیم ایمامورن Imamouren که بستن آنها را دائم به تعویق می اندازند، درست در همان وضعی صورت می گیرد که در آرلیت حاکم است، با این تفاوت که وسعت آن جا شرایط مربوطه را بسیار حادتر می کنند. چنین به نظر می رسد که آرِوا قصد دارد به گابُن بازگشت نماید. در آنجا بهره برداری از معادن مانونا آثاری داشته است که مردم محل هنوز از آن در عذابند.

در افریقای مرکزی پروژه بهره برداری از منابع باکونا که پس از قصد خرید اورامین در سال 2007 قرار بود جان تازه ای بگیرد، متوقف گشته است؛ در نامیبیا نیر که از همان دورانی که هنوز در استعمار افریقای جنوبی بود فرانسه به لحاظ الومینیوم از آنجا بهره برداری می کند، وضع به همین منوال است. دور زدن قوانین و مقررات امنیتی و بی اعتنائی بدانها علی رغم قطعنامه های سازمان ملل متحد و احکام محکومت دادگاه لاهه کار تازه ای نیست.

در نامیبیا در اراضی ترکوبچه میزان اورانیوم موجود بسیار قلیل است و بر یکصد میلیون سخره های سنگی می باید عملیات شیمیائی صورت گیرد. هر چه میزان علظت اورانیوم در سنگ معدن کمتر باشد به همان نسب میزان آلودگی محیط زیست بیشتر می شود. اگر در آنجا که بزرگترین منابع اورانیوم است عملیات استخراج صورت گیرد، می باید منتظر بروز فاجعه ی محیط زیستی جدیدی بود.

 

 

اورامین: مبحث مسکوت مانده – مصاحبه با رافائل گرانوو

 در این مصاحبه گرانوو افسانه استقلال انرژی فرانسه را باطل نموده و شرح می دهد که در چه شرایطی این کشور و شرکت آرِوا در افریقا بیش از هر جای دیگر سنگ اورانیوم بدست می آورند. (1) وی که عضو سازمان سوروی Survie می باشد در کتاب «آرِوا در افریقا، چهره تاریک انرژی هسته ای فرانسه» (2) به گونه ای مستند و سازش ناپذیر سیاست دولت فرانسه و عواقب آن را بر ملا می سازد.

 
شما در کتاب خود ثابت می کنید که استقلال انرژی فرانسه جز افسانه ای بیش نیست. اتکاء شما بر چه عواملی است؟
 
رافائل گرانوو:چهل سال است که افسانه استقلال انرژی فرانسه را مرتب مدیون انرژی هسته ای قلمداد می کنند. این افسانه ایست بسیار قوی و پا برجا. مقامات رسمی میزان استقلال انرژی را با اتکا بر تحریفات مختلفی مطرح می سازند: از جمله یکی از این تحریفات این است که واردات اورانیوم را جزو واردات مواد خام دانسته و به حساب واردات انرژی نمی گذارند. اما از زمانی که آخرین معدن اورانیوم فرانسه در سال 2001 بسته شده است، کلیه اورانیوم مصرفی در نیروگاه های ما وارداتی است. و البته پیش از آن نیز بخش اعظم اورانیوم ما وارداتی بوده است. از نظر تاریخی اورانیوم بدواً از افریقا وارد می شد، ابتدا از گابُن و سپس از نیجِر. البته آرِوا از منابع دیگری در جهان نیز بهره برداری می کند. اما هنوز هم ثلث تولیدات آن محصول نیجِر است. در چنین شرایطی فقط در صورتی می توان از استقلال انرژی سخن گفت که فرض بر این باشد که گنجینه های زیرزمینی مستعمرات سابق فرانسه هنوز نیز متعلق به این کشور می باشد. رویکرد مزبور همچنین این را که اورانیوم افریقا چه نقشی در تاریخچه انرژی هسته ای فرانسه بازی کرده است، مسکوت می گذارد- این ها را من کوشیده ام در کتاب خود روشن سازم.

آیا ممکن است شما آن مناسبات سیاسی را که فرانسه و آرِوا با استفاده از آنها انرژی هسته ای نظامی و غیر نظامی خود را تأمین کرده اند، توضیح دهید؟

فرانسه بخاطر اینکه پس از اعلام استقلال کشورهای افریقائی انرژی خود را تأمین نماید در گابُن و نیجِر مستبدترین و برای منافع خود مناسب ترین رژیمها را نصب کرد. بر گابُن مدتی طولانی عمر بونگو حاکم بود که بجایش اخیراً پسرش نشسته است. در نیجِر فرانسه ابتدا هامانی دیوری را بر سر قدرت آورد، البته پس از آنکه خود را از رهبر جنبش استقلال طلبانه، باکاری جیبو، خلاص کرده بود. زمانی که هامانی دیوری در سال 1974 قصد چانه زدن بر سر بهای اورانیوم را داشت، وی با کمال رضایت فرانسه از کار بر کنار شد و آنهم توسط افسرانی که توسط استعمارگران فرانسوی تربیت شده بودند. در سال 1996 مجددا به کمک فرانسه کودتائی نظامی عله دولت غیرنظامی نیجِر بپا شد. و زمانیکه چندی پیش یعنی 2007- 2008 بهای اورانیوم در بازارهای جهانی بسیار بالا رفته بود، نبردی میان رژیم ممدو تانجا از یک سو و آرِوا و دولت فرانسه از سوی دیگر در گرفت. این از یک جهت به وضعیت سال 1974 شباهت داشت که دولت نیجِر از فرانسه خواهان پرداخت بهای بسیار بیشتر در قبال اورانیوم شده بود. اما این بار آرِوا نسبت به بهای پرداختی تا حدی انعطاف نشان داد، زیرا شرکت مزبور ابقای بهره برداری از بزرگترین منابع اورانیوم افریقا در امامورن را در مد نظر داشته و از رقابت با چین می ترسید. برای اینکه آرِوا پیروز شود، سارکوزی ابتدا به نیجِر پرواز نموده و به کودتای قانون اساسی ممدو تانجی که قصد داشت در دور بعدی نیز بر سر قدرت بماند چراغ سبز نشان داد. اما پس از اینکه فرانسه معادن مزبور را بدست آورد، دیگر لزومی ندید در مقابل کودتایی که علیه تانجی صورت گرفت اقدامی صورت دهد. پس از 40 سال دخالت فرانسه در امور داخلی نیجِر یک امر ثابت شده است: فقط بخش اندکی از بهای اورانیوم نصیب دولت نیجِر شده است، بعلاوه مردم آن خطّه از آن بهره ای نبرده اند، بلکه سوداگرانِ پشت پرده ی حکومت های نظامی که تحت حمایت فرانسه قرار داشتند به قرضه های خارجی افزوده و کشور را به روز سیاه کشاندند.

آرِوا برای تحقق اهداف صنعتی خویش بر کدام شبکه ها و روابطی تکیه می کند؟

از همان ابتدا مهره های اصلی توسعه نیروی هسته ای و نظام استعمار جدید که پس از اعلام استقلال در کشورهای افریقایی بر سر کار آمدند، ثابت بودند. دوگل CEA را بوجود آورد و با همکاری فکارت Foccart آنچیزی را که پس از آن فرانک آفریک نامیده شد بنیان گذاری کرد. آنگاه پیِر گیلومات که بانی برنامه اتمی فرانسه بود اولین رئیس شرکت نفت اِلف شد... اما رئیس جمهور فرانسه امروزه مانند گذشته بالاترین حامی انرژی هسته ای است، چه در زمینه تهیه منابع کانی و چه در زمینه ایجاد نیروگاه های جدید. لذا شرکت آرِوا نیز درنگی نخواهد کرد در اینکه رادیواکتیوترین عناصر شبکه سوخت هسته ای خود را بازسازی نموده، موقعیت خویش را بهنگام رویداد مشکلات تحکیم نماید. بعنوان نمونه هنگامیکه بحرانی میان ممدو تانجا و آرِوا بروز نمود، این شرکت به سراغ شخصیت هائی رفت که در زمینه دیپلماسی غیر رسمی دارای تجربه بودند وهنگامیکه یک جنبش شورشی جدید بنام جنبش عدالتخواه نیجِری که بخش طوارق آن قوی بود، سر بر آورد، آرِوا سرهنگی بنام دنامور را که پیش از آن وابسته نظامی سفارت فرانسه در نیجِر بود، برای مقابله با آن تجهیز نمود. آرِوا همچنین دومینیک پین را به مدیریت فعالیت های خود در نیجِر منصوب نمود: دیپلمات مزبوریکی از اعضاء پیشین واحد افریقائی ریاست جمهوری فرانسه بود. هر دوی این ها به زودی به عنوان اشخاص نا مطلوب در نیجِر اعلام گشتند. و این امری است که تا کنون در هیچیک از مستعمرات پیشین فرانسه سابقه نداشته است. این دو همچنین متهم گشتند به اینکه روابط مشکوکی با جنبش عدالتخواه آن کشور برقرار نموده اند. در نقاط دیگر نیز عناصر مذمومِ شبکه ی فرانک آفریک بازسازی شده اند، از جمله یک گروه سه گانه برای واسطگی در بدست آوردن معادن جدید در افریقای مرکزی و در جمهوری دموکراتیک کنگو: پاتریک بالکانی که نماینده لوالوا پِرِت در پارلمان فرانسه و از نزدیکان سارکزی بود و درست مانند سارکزی مراحل ترقی خود را در سایه شارل پاسکو آغاز نمود، و یک سوداگر بلژیکی بنام ژرژ فُرِست که کنسول دوم فرانسه در لومومباشی و به «ولیعهد کاتانگا» ملقب گشته بود، و نیز فابیان سینگایه که یکی از جاسوسان سابق رواندائی بود و با باندی که مسئول کشتار جمعی توتسی ها در رواندا بود ارتباط داشت...

شما راهکار ارتباطاتی آرِوا را چگونه توصیف می کنید؟

راهکار ارتباطاتی آرِوا اینست که واقعیت ها را تاجائی که هیچ معنایی دیگر از آنها نماند، نفی می کند و به سادگی نیز قابل توصیف است. استخراج اورانیوم یکی از فعالیت های به غایت خطرناک است. هر یک از واحدهای این صنعت برای محیط زیست خسارت بار بوده و معمولا بدون رعایت حال مردم محل انجام می شود. اما بهنگام استخراج اورانیوم ریسک های ویژه ای که به تابش رادیواکتیو مربوط می شوند، نیز افزوده می گردد که به عمد از جانب آرِوا مسکوت می مانند. اینجا ما با موضوعی سر و کار داریم که در رابطه با مکان های نیروگاه های اتمی بوده و درست بخاطر حد اکثر سود آوریشان به عمد از این امور سخنی گفته نمی شود. استخراج اورانیوم زمین، آب و هوا را به نحو غیر قابل برگشتی مسموم می سازد. مردم محل با آب آلوده زندگی می کنند و فلزات مستعمل را برای ضروریات زندگی خویش به کار می گیرندو بدین صورت کلیه آن منطقه آهسته آهسته، اما به حتم مسموم می گردند و آرِوا مسلماً نمی خواهد که این حقایق نام این شرکت و نیز نیروی هسته ای را تحت الشعاء قرار دهند. البته اولین کسانی که صدمه می بینند معدنچیان می باشند که تا جائی که ممکن است آنها را نسبت به خطرات مربوطه در نا آگاهی می گذارند – ابتدائی ترین اقدامات ایمنی در سال های دهه 90 اتخاذ کشتند. آرِوا در طول 40 سال بهره برداری حتا در یک مورد نیز حاضر نشده است آلودگی، سرطان و یا سایر بیماری های شغلی معدنچیان را بپذیرد. در این زمینه قانون سکوت محض برقرار گشته است.
 
 
 
 
چگونه می توان به این «سیسم آرِوا» پایان داد؟

من در کتابم به خود اجازه نمی دهم راه حل ساده ای را پیشنهاد کنم. فقط امیدم به این است که این کتاب بتواند به تقویت استدلال مخالفان نیروی اتمی یاری رساند و آنها به خسارات سیاسی، اجتماعی، بهداشتی و محیط زیستی که آرِوا در افریقا با استخراج اورانیوم موجب می گردد، توجه نموده و آگاه گردند. در حال حاضر 80% سرمایه آرِوا در دست دولت فرانسه است. بنابراین سیاست آن از جانب مأموران دولتی تأیید می گردد و بهمین دلیل نیز شهروندان فرانسوی حق دارند روی آن حساب باز کرده و علیه آن نیروی خود را بسیج نمایند. همچنین آنها باید روابطشان را با جنبش های موجود تقویت نموده، از خواسته های آنها در رابطه با اقدامات ایمنی، پرداخت مخارج درمانی خسارات وارده، بدست آوردن حاکمیت آنها بر ثروت های ملی شان، شفافیت سرمایه گذاری و غیره مطلع گردند. این ها را مجمع «آرِوا نباید در نیجِر هر کاری می خواهد بکند» هدف خویش قرار داده است.(3) من به سهم خود کنار گذاردن فعالیت های اتمی را ساده ترین و مطمئن ترین راه برای پایان دادن به سیاست غارت و دخالتی که تحت عنوان «استقلال انرژی» اعمال می گردد، می دانم. مسلم است که تصمیم گیری روی اینکه آیا بهره برداری از زمین نیجِر ادامه یابد یا خیر حق ملت نیجِر است. اما ما باید این تقاضا را مطرح سازیم که این گفتمان دیگر توسط آرِوا و دولت فرانسه مسکوت گذاشته نشود.

 
پاورقی ها:

(1) انجمن «سوروی» که در سال 1984 تأسیس گشت، علیه تداوم اتصال میان فرانسه و مستعمرات پیشین آن معترض است. هدف سوروی تقویت روابط دگرگونه ایست که حاکمیت کشورها و انتخاب مردم را رعایت نماید.

(2) عنوان کتاب: „ Areva en Afrique, une face cachée du nucléaire français “, Raphaël Granvaud, 2012 ,  Agone, 14 €.  آرِوا در افریقا، چهره تاریک انرژی هسته ای فرانسه، رافائل گرانوو، 2012، انتشارات آگونه، 14 یورو

(3) مجمع فرانسوی „Areva ne fera pas la loi au  Niger“ (آرِوا نباید در نیجِر هر کاری می خواهد بکند) در سال 2008 برای کمک به ملت های خسارت دیده از استخراج اورانیوم و اعتراض به عواقب فاجعه بار سیاست انرژی ما که عبارت از آلودگی رادیواکتیو محیط زیست می باشد، تأسیس گشت. فعالیت های این مجمع با این هدف صورت می گیرند که مسئولیت فرانسه، اتحادیه اروپا و جامعه بین الملل را به آنها گوشزد نماید.

 

Raphaël Granvaud
Areva en Afrique

Une face cachée du nucléaire français

Préface
d’Odile Tobner
Parution : 16/02/2012
ISBN : 978-2-7489-0156-6
304 pages
11 x 17 cm
14.00 euros
Commander

 





Courtesy of تلاکسکالا
Source: http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=7610
Publication date of original article: 09/05/2012
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=7698

 

Tags: AREVAآرِوااورانیومنیجرانرژی هسته ایافریقاوابستگی انرژیرادیواکتیوآودگی محیط زیستغارت ثروت هااستعمار نوفرانس آفریکفرانسه
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.