TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 26/02/2020 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 EUROPE 
EUROPE / مصاحبه با کاشف بیماری خلیج: زیگوارت – هورست گونتر، پزشک، ضد فاشیست، یهودی و هشدارگری شجاع
Date of publication at Tlaxcala: 14/03/2012
Original: Siegwart-Horst Günther, Arzt, Antifaschist, Jude und mutiger Mahner-Interview mit dem Entdecker des Golfkriegssyndroms
Translations available: Français 

بمناسبت 87 مین سال تولد
مصاحبه با کاشف بیماری خلیج: زیگوارت – هورست گونتر، پزشک، ضد فاشیست، یهودی و هشدارگری شجاع

Brigitte Queck Бригитте Квек

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

 

 آقای پرفسور شما در سراسر جهان به عنوان کاشف بیماری خلیج شناخته شده اید، یعنی کسی که بکار بردن تسلیحات ساخته شده از تفاله اورانیوم در جنگ های ایالات متحده آمریکا و انگلستان علیه عراق را به اثبات رسانده است. این کار چگونه صورت گرفت؟

 



 

زیگوارت – هورست گونتر در 24 فوریه 1925 در شهر هاله بدنیا آمد. او پزشک متخصص بیماری های مناطق حاره و محقق بیماری هائی است که توسط تسلیحات حاوی اورانیوم ایجاد می شوند. وی در حال حاضر در شهر هوزوم زندگی می کند.

وی در دوران نازی ها ستوان دوم بود، بارها مجروح گشت و عضو گروه مقاومت کلاوس گراف شِنک فن شتاوفن برگ بود. هنگامیکه سوء قصد علیه هیتلر آشکار گشت، او را به اردوگاه بوخن والد انداختند.

پس از آزادی از اسارت فاشیسم، بین 1945 تا 1950 در شهر یِنا به تحصیل پزشکی پرداخت و دکترای خویش را نزد پرفسور دودِرلاین گرفت.

وی جوان ترین پرفسور آلمان شرقی بود که از جانب آن کشور به قاهره فرستاده شد. بین 1963 تا 65 نزد آلبرت شوایتزز در لامبارنه مشغول خدمت بود. سپس بعنوان پرفسور در مصر، سوریه، اسرائیل و عراق کار کرد و از 1990 تا 95 در بیمارستان دانشگاه بغداد خدمت می کرد.

وی پس از دومین جنگ خلیج (مقصود جنگ آمریکا و ناتو علیه عراق است – مترجم) چندین نمونه از مهمات دارای اورانیوم را که ارتش آمریکا آتش کرده بود، جمع آوری کرده و آنها را در سال 1995 برای آزمایش به برلین برد. نتیجه این آزمایشات در سه لابراتوار مستقل از یکدیگر مؤید این امر بود که مهمات مزبور به لحاظ تشعشعات هسته ای خطرناک می باشند.

 

من در سال 1990 مأموریت یافتم که در دانشگاه بغداد با عنوان پرفسور کار کنم. آن زمان دوران تحریم اقتصادی عراق بود. برای تعطیلات کریسمس به آلمان بازگشته بودم. اندکی پس از آن بغداد را آمریکا و انگلستان بمباران نمودند. پس از جنگ دوم خلیج من به عراق بازگشتم.

 در راه میان بغداد و عمان پوکه های مهماتی نظرم را جلب کردند که غیر عادی بودند. در اکتبر سال 1991 در بصره در مرز کویت مشاهده کردم که کودکان با پوکه هائی بازی می کردند. یکی از این اطفال مبتلا به مرض سرطان خون گشت که برای کودکان غیر عادی می باشد و فوت کرد.

من از پلیس خواستم که این پوکه ها را جمع آوری کنند. یکی از این پوکه ها را با خود به آلمان برده و در سه لابراتوار مورد آزمایش قرار دادم. آزمایشات انجام شده در انستیتوی لوئیزه مایتنِر، در لابراتوار دانشگاه آزاد برلین و در آزمایشگاه دانشگاه هومبولت اثبات نمودند که آمریکا تسلیحاتی را در جنگ عراق بکار گرفته بود که مطابق کنوانسیون ژنو بعنوان مذموم ارزیابی شده اند.

 

 دقیقاً نتیجه این آزمایشات چه بود؟

 

پوکه ای را که من با خود به برلین آورده بودم (که اکنون دیگر بدان بمب دارای تفاله اورانیوم گفته میشود) دارای جداره زبری است که به هنگام تماس موجب آلودگی به رادیو اکتیو می گردد و در صورتیکه با آن تماس حاص گردد، می تواند موجب آلودگی به مواد رادیو اکتیو و خسارت جسمی گردد.

میزان تشعشعات برآمده از سطح پوکه مزبور 11 میکرو سیوِز در ساعت می باشد. بنابراین پرسنل نظامی و کودکانی که با این پوکه ها بازی کنند ، کافیست فقط یک ساعت با این پوکه ها در تماس بوده و یا در نزدیکی آن بوده باشند، تا به میزان یک سال رادیو اکتیوی را که غیر مجاز تلقی می گردد، دریافت نموده و به بدنشان سرایت کند.

علاوه بر این اینگونه تسلیحات دارای مواد رادیو اکتیو موجب بیماری سرطان و تضعیف سیسم تدافعی موجودات زنده و نقص جنین و امثال آن می گردد.

 

 به نظر شما چرا نیروهای ناتو این بمب های ساخته شده از تفاله اورانیوم را در مناطق جنگی بکار می برند؟

 

شرکت های سازنده جنگ افزار تسلیحات دارای تفاله اورانیوم را تولید می کنند زیرا آنها بسیار سنگین بوده و دارای تراکم جرم و چگالی بالا می باشد و لذا می توانند جداره ی فولادین و سمنتی را دریده، مانند اینکه به کره اصابت کرده باشند، از آنها بگذرند. در این هنگان حرارتی به میزان 1000 تا 2000 درجه سانتی گراد ایجاد گشته، ساختمانها، پل ها و جداره پوششی تانک ها را سوزانده و پودر اورانیم در فضا منتشر می گردد. این پودر از  گلبول های خون ریزتر بوده، فاقد بو و مزه بوده با وزش باد می تواند داخل اتمسفر شده به دور کره زمین بچرخد. علاوه بر این داخل شدن آن به آب موجب خسارات غیرقابل سنجشی می گردد.

با توجه به اینکه برخی از موادی که در تسلیحات ساخته شده از تفاله اورانیوم دارای عمر تابش بیش از میلیونها سال می باشند، می توان دریافت که تمامی کره ارض در معرض خطر بوده، برای ساکنین آن و طبیعت خسارت بار است.

 

 هنگامی که شما جریمه ای را که دادگاه (ناحیه تیرگارتن در برلین) به خاطر آنچه که تحت عنوان قاچاق پوکه ی رادیو اکتیو بیان کرده بودند، نپرداختید، چه شد؟

 

من را مانند یک جنایتکار زندانی و مورد بد رفتاری قرار دادند که ماجرای آن را در کتب مستندی در این باره تحت عناوین "شهود ساکت یک جنگ" و "تیرهای اورانیومی: سربازان به شدت خسارت دیده، نوزادان ناقص الخلقه ، اطفال در حال مرگ" نوشته ام.

 

 بنابراین ما مدیون شما هستیم که موفق شدید توسط این آزمایشات سه گانه لابراتواری در آلمان ثابت کنید که این تیرهای ساخته شده از تفاله اورانیوم بمب های اتمی هستند.

 

بله، همینطور است. در حکم مربوط به جرم من که از جانب دادگاه ناحیه تیرگارتن در 15 ژانویه 1993 صادر شده است، چنین آمده:

"شما به این اتهام که در برلین و مکان های دیگر آلمان در ژوئیه 1992 زباله های رادیو اکتیوی را که مطابق قانون مربوط به اتم یا بر اساس مقررات حقوقی مربوط به قانون اتم موظف بوده اید آنها را مسترد نمائید، استرداد ننموده و در حوالی نیمه ژوئیه 1992 که به آلمان وارد شدید یک پوکه فلزی حاوی اورانیوم را با خود آوردید، بدین قصد که آن را بصورت نمونه مورد استفاده قرار دهید و آنرا به بخش طب هسته ای بیمارستان رودلف ویرشو عرضه نمودید ..."

 

 با اینکه شما را در آغاز دهه 90 افراد بسیاری به عنوان طرفدار تئوری طوطئه تمسخر می کردند، حکومتگران به خوبی خطر نشر حقیقت از جانب شما را درک نموده و در سال 1999 اندکی به آغاز جنگ ناتو علیه یوگوسلاوی مانده که در آنجا نیز اینگونه تسلیحات بکار گرفته شدند، کوشیدند شما را به سکوت وادار کنند (یک پژوهشگر مستقل بنام ویلمز در مورد جنگ ناتو علیه یوگوسلاوی از بکار بردن صد نوع مهمات رادیو اکتیو سخن گفته است.)

 

بله، مستمسک آنها استنکاف سازمان بیمه بازنشستگی از پرداخت به من بود. در نوشته ی دادگاه شهر هوزوم، مورخ 14 ژوئیه 1999 به اختصار چنین آمده بود:

" من باید ... یکبار دیگر به شما یادآور شوم که از جانب ما نه بطور مستقیم می تواند پرداختی صورت گیرد و نه اینکه امکان این را داریم که سازمان بیمه بازنشستگی را بدین کار وادار کنیم. این دادرسی فقط در این مورد است که آیا می توان شخصی را برای یاری شما در اختیارتان قرار داد یا که انجام اینکار ضروری است... در صورتیکه تا 30 ژوئیه 1999 اطلاعیه ای از جانب آقای دکتر پلاتس (که 1999 ریاست بخش روانی بیمارستان کارل بونهوفر را بر عهده داست) در باره موعد نزدیکی که قرار باشد شما را مورد معاینه قرار دهد، به ما نرسد، مجبور خواهم بود از این فرض حرکت کنم که شما حاضر نیستید توسط کارشناس مورد معاینه قرار گیرید. در این حالت قصد من این است که – همانگونه که به مناسبت 7 ژانویه 1999 صورت گرفت – ارسال شما را به بخش بسته برای معاینه و تحت نظر قرار دادن – بدواً برای مدت 10 روز – مقررنمایم تا گزارش کارشناس تهیه گردد. بر اساس برداشتی که در دادرسی مورخ 7 ژانویه 1999 توسط پزشک حاضر در آن جلسه، دکتر مولکه اظهار گشت، شما مظنون بدین هستید که دچار خیالپردازی شده اید، به گونه ای که قابلیت انتقاد کردن را تا حدی از دست داده اید."

 

 به دنبال آن شما را حتّا به بستری شدن اجباری در بخش روانی نیز تهدید نمودند؟

 

بله. در یک نامه دادگاه شهر هوزوم مورخ 22 ژانویه 1999 (به شماره Az:2C861/97 و C 1224/97  AG Husum) که نه توسط پست، بلکه مستقیما به در منزل و به عمد با تأخیر در یک روز پنجشنبه، شب هنگام داده شد (که قرار بود بستری شدنم در یک بخش روانی در روز دوشنبه ی بعد به اجبار صورت گیرد) به من اطلاع داده شد:

" به دلیل آغاز دوران تعطیلات معاینه شخص مورد نظر در بیمارستان ویژه نمی تواند پیش از 2 نوامبر 1999 صورت گیرد. بنابراین دادگاه نیز حد اکثر مدت اقامت و معاینه را تا 10 نوامبر 1999 محدود نموده است. حد اکثر تا آن زمان باید مشخص شده باشد که آیا بستری نمودن در بخش بسته برای معاینه وضعیت سلامت او لازم می باشد!"

و همانجا در ادامه مطلب چنین گفته شد:

" بستری نمودن شخص مورد نظر در بخش بسته ی یک بیمارستان روانی به منظور انجام مقدمات لازمه برای گزارش کارشناسی و تحت نظر قرار گرفتن وی تا 3 نوامبر 1999 مقرر می گردد. اگر مقامات مربوطه در ارسال شخص مورد نظر دخیل باشند، در صورت لزوم می توان بکمک پلیس و مأموران اجرائی از اعمال زور نیز استفاده نمود."

 

 از قرار معلوم حکومتگران این کشور به خوبی آگاه بوده ایند که شما

1 – نه قادر بودید بر حمایت از جانب خانواده خود متکی باشید (همسرتان که مانند خودتان پزشک می باشد، پس از آنکه بر دیوار منزلتان علامت صلیت شکسته نازیها را خط خطی کرده بودند و شعارهای نازی ها را در جلوی منزلتان داده بودند، وحشت زده شد و با توجه به اینکه دیگر هیچ بیماری به وی مراجعه ننمود، از شما طلاق گرفت و از آن زمان در نقطه ای در جنوب آلمان زندگی می کند.

2 – و نه اینکه دارای هیچگونه بیمه حقوقی بودید. بنابراین در این زمان بسیار ساده می توانستند شما را بی سر و صدا منزوی کرده و برای همیشه دهان شما را ببندند.

                                    

البته. من در یک گردهمائی در شهر اِرفورت در باره جنگ یوگوسلاوی در سال 1999 با مادران مخالف جنگ آشنا شدم. (اکنون نام آنها "مادران مخالف جنگ، برلین- براندربورگ" است). هنگامیکه در یک روز پنجشنبه دیر هنگام یک نامه تهدید آمیز به من داده شد که دوشنبه بعدش مرا به اجبار در بخش روانی بستری خواهند کرد، من به آنها زنگ زده و خواهان کمک شدم.

مادران مخالف جنگ روز بعد با آقای دکتر دیستِل ارتباط گرفته و از او خواهش کردند حمایت حقوقی مرا تقبل نماید. علاوه بر آن با همکاری یک انجمن در هامبورک به تمامی روزنامه های مهم، فرستنده های رادیوئی و تلویزیون اطلاع رسانی کردند که من در معرض خطر قرار دارم.

علاوه بر آن یکی از افراد انجمن مادران مخالف جنگ به شهر سنت پیتر اوردینگ رفت، بدین قصد که از بردن من توسط پلیس در روز دوشنبه بعد ممانعت بعمل آورد. پس از این فعالیت ها دیگر من تنها نبودم و هنگامیکه با اینحال قرار بود من را در بیمارستان کارل بونهوفر نسبت به وضع روانی ام معاینه کنند، 5 تن از افراد این انجمن به اتفاق پرفسور شوت با من همراهی کردند. حتا آقای شولتز که وکیل مدافع است یک تلفن زنجیره ای را سازماندهی کرد تا در صورت بحرانی شدن اوضاع به رسانه ها خبررسانی شود.

 

 شما موفق شدید نتیجه ی کارشناسی بیمارستان بونهوفر را بخوانید. در آنجا چه نوشته بودند؟

 

آنجا در باره شخص من و با توجه به حمایتی که از جانب جنبش صلح از من می شد از جمله نوشته شده بود:

" با اینحال گرایشان خیالبافی در وی دیده شد. آما اینکه آیا این امر برای ناتوانی وی از اشتغال کافی ارزیابی شود، را باید دادگاه (از طریق کارشناسی پزشکی)  تشخیص دهد.

آقای پرفسور گ با تحت نظر بودن خویش موافق نیست. به همین دلیل نیز برای تحت نظر قرار دادن او که خلاف خواست اوست، می باید عدم قابلیت اشتغال در مورد وی به اثبات رسد....

پرفسور گ به لحاظ انرژی جسمی ضعیف بوده، اما به لحاظ توجه به موضوعات (تیرهای اورانیومی، خسارات محیط زیست و آلودگی انسانها به رادیو اکتیو) احساسات قوی در او مشاهده شد.

آنها در انتهای ارزیابی به این نتیجه رسیده بودند: "در حال حاضر آقای پرفسور گ بدون مراقبت قانونی نیز در این وضعیت قرار دارد که امورات خویش را مستقلا انجام دهد."

 

البته این تذکر داده شد: اگر بدین طریق راهی برای امور مورد نظر پیدا نشود، می بایست به لحاظ پزشکی اعصاب و با توجه به جنبه ی مراقبتی، پس از گذشت یک مدت حداقل شش ماهه معاینه ای در آخر سر صورت گیرد.

 

 آیا ارگان های دولتی به خود اجازه دادند که در مورد شما معاینه نهائی را انجام دهند؟

 

انجام یک چنین معاینه نهائی را دیگر با توجه به شهرت روزافزون من و به رسمیت شناخته شدن اکتشافاتم در زمینه خطرناک بودن تسلیحات ساخته شده از تفاله اورانیوم به خود اجازه ندادند.

 

 شما از آشنایان دکتر لویرن مورت می باشید که از کارشناسان تابش بوده و همکار سابق ماریان فالک که از دانشمندان پروژه مانهاتن و از کارشناسان مشهور آزمایشگاههای لیورمور و متخصص بارش رادیو اکتیو* بوده است.

 

بله، همینطور است. او تسلیحات ساخته شده از تفاله اورانیوم را به اسب ترویای جنگ اتمی تشبیه کرده است. اینجا باید بدین موضوع اشاره شود: تا کنون  همه جا در جهان در میدان های جنگ فقط تسلیحات ساخته شده از تفاله اورانیوم که بکار می رود، هم نمایندگان شرکت های سازنده جنگ افزار و هم دوایر رسمی حکومتی در ایالات متحده آمریکا و تمامی کشورهای کاپیتالیتستی بکار بردن اینگونه تسلیحات را در خفا انجام داده و انکار می کنند که تسلیحات دارای تفاله اورانیوم در واقع تسلیحات هسته ای می باشند و این هم یک دلیل دارد.

زیرا در سال 1996 از جانب دادگاه بین المللی بکار گرفتن تسلیحات اتمی ممنوع اعلام شده است.

 

 پیام شما به طرفداران صلح و به ویژه به مخالفین انرژی اتمی در آلمان و جهان چیست؟

                                

جنگ جنایت است. اما جنگ اتمی، به گونه ای که آمریکا و متحدانش در حال حاضر مخفیانه انجام می دهند، جنایتی است علیه بشریت، که غیر قابل ترمیم و بهبودی است.

وظیفه طرفداران صلح و نیز تمامی مخالفین انرژی اتمی است که انسانها را در زمینه تغییرات عظیم و غیر قابل ترمیم در طبیعت، عالم انسانی و حیوانات که از طریق بکار گرفتن تسلیحات نوین ساخته شده از تفاله اروانیوم به وقوع می پیوندد، آگاه ساخته و موجب گردند که ممنوعیت نهائی آنها که در سال 1996 از جانب دادگاه بین المللی اعلام شده است، به مرحله اجرا در آید . برای این کار جرأت و پایداری لایزم است و بخاطر حیات آیندگان اقدام عملی ضروری است.

 

 Fallout * (بارش رادیو اکتیو): بارش رادیو اکتیو به دنبال انفجار اتمی ایجاد یا بدنبال اخلال و واقعه ای بی کران در راکتورهای اتمی به وقوع می پیوندد. پس از اینگونه انفجارات، در اتمسفر غبار رادیواکتیو به گردش می افتد. این غبار در سطوح مختلف به حرکت در آمده و با سرعت ها و در جهت های مختلف بصورت غبارقابل تنفس به گردش می آید. این غبار و بارشی که با درجات مختلف دما و در حالات گوناگون بر زمین می ریزد قابل تشخیص و اندازه گیریست. تابش رادیو اکتیو این غبارات موجب خسارات رادیو اکتیو و احیانا مسمومین می گردد. بدون غبار، بارش رادیو اکتیو ممکن نیست. (از دانشنامه ویکیپدیا)





Courtesy of Brigitte Queck
Source: http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=6901
Publication date of original article: 24/02/2012
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=6992

 

Tags: Siegwart-Host Güntherبیماری جنگ خلیجتسلیحالت دارای اورانیومتفاله اورانیومآمریکاانگلستانعراقمادران مخالف جنگ
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.