TLAXCALA تلاكسكالا Τλαξκάλα Тлакскала la red internacional de traductores por la diversidad lingüística le réseau international des traducteurs pour la diversité linguistique the international network of translators for linguistic diversity الشبكة العالمية للمترجمين من اجل التنويع اللغوي das internationale Übersetzernetzwerk für sprachliche Vielfalt a rede internacional de tradutores pela diversidade linguística la rete internazionale di traduttori per la diversità linguistica la xarxa internacional dels traductors per a la diversitat lingüística översättarnas internationella nätverk för språklig mångfald شبکه بین المللی مترجمین خواهان حفظ تنوع گویش το διεθνής δίκτυο των μεταφραστών για τη γλωσσική ποικιλία международная сеть переводчиков языкового разнообразия Aẓeḍḍa n yemsuqqlen i lmend n uṭṭuqqet n yilsawen dilsel çeşitlilik için uluslararası çevirmen ağı

 04/08/2020 Tlaxcala, the international network of translators for linguistic diversity Tlaxcala's Manifesto  
English  
 UMMA 
UMMA / سقط جنین ممنوعه و رها کردن نوزادان مصری در خیابان ها
Date of publication at Tlaxcala: 07/11/2015
Original: L'avortement interdit, ce tabou qui jette les enfants dans les rues d'Égypte
Translations available: English  Deutsch 

سقط جنین ممنوعه و رها کردن نوزادان مصری در خیابان ها

Correspondant de Middle East Eye Contributor Korrespondent

Translated by  Hamid Beheschti حميد بهشتي

 

با اینکه در مصر سقط چنین ممنوع است، بسیاری از زنان با پنهانکاری بدان پناه می برند. زیرا برای آنان آخرین راه برای مخفی نگاه داشتن حاملگی و خلاصی از نوزاد است.

 


کودکان خیابانی قاهره: دستکم یک میلیون
 

 قاهره - «من حاضربودم خودکشی کنم پیش از آنکه به والدینم اطلاع دهم حامله شده ام». سارای 26 ساله، در حالی که قطرات اشک را از چشمان فندقی درشت اش پاک می کند: «دو سال پیش بود و به هیچکس نگفته بودم که سقط جنین کرده ام». وی در حالیکه بر کاناپه ی بزرگی در تراس منزلش نشسته است خطاب به ناظران خاورمیانه می گوید: «به هیچ کس نگفته ام، نه به خانواده ام، نه به بهترین دوستانم و نه حتّا به دوستی که با هم زندگی می کنیم. زیرا در غیر اینصورت به من به چشم یک پتیاره نگاه می کرد که همه ی این ها حقش بوده است. ما نمی توانیم در باره یک چنین چیزی صحبت کنیم. زیرا اینکار حرام است... اما اگر آدم کمی زبل باشد یک راهی برایش خواهد یافت».

سارا لیستی داشت از اقداماتی که باید انجام می داد، همه مراحل را پشت سر گذارد تا اینکه توانست سقط جنین کند. او می بایست به 30 داروخانه زنگ می زد تا داروی ضد مالاریا بدست آورد. زیرا معروف بود که داروی مزبور موجب سقط جنین می شود.

«اما دکترهای داروخانه ها نیز بخوبی از اثرات جانبی مزبور آگاه اند و حاضر نیستند بدون ارائه نسخه آنرا بفروشند».

پس از کوشش های بی فرجام برای یافتن کلینیک مطمئنی در گوگل، سارا به سایت "زنان بر امواج"  مراجعه می کند که اطلاعات در اختیار زنانی می گذارد که در جستجوی راه سقط جنین در کشورهایی هستند که اینکار ممنوع است.

او در بازار سیاه "میسوپروستُل" را سفارش کرد، داروئی برای آشوب معده که در صورت خوردن میزان زیاد می تواند موجب مرگِ هر موجودی که در بدن انسان باشد، گردد.

او می گوید: «من تصمیم گرفتم خودم سقط جنین را انجام دهم. داروی مزبور را توسط دِ اچ ال از هندوستان وارد کردم. 80 یورو بهایش بود، به اضافه 135 یورو هزینه پست و علاوه بر آن 200 پوند مصری (23 یورو) رشوه که به مأمور پست دادم».

دو باره اشکش جاری شد.

«من با عمویم در یک خانه زندگی می کردیم». آهی می کشد «اولین قسمت قرص ها را خوردم. چند دقیقه بعد درد های شدید شروع شد»...و با نجوا می گوید «مثل این بود که وسیله معاینه ای (speculum) را به من فرو کنند. درد غیر قابل وصفی بود».

«خونریزی شدید آغا شد... اقوامم در اطاق مجاور بودند. از شدت درد فریاد کشیدم و به آنها گفتم که عادت ماهانه ام با خونریزی شدید همراه است. اما تلوتلو می خوردم. زن عمویم دکتر داروخانه را خبر کرد. او هم چندین آمپول آرامش بخش تزریق کرد. تنها فکر من اینبود: خدا کند بوئی نبرد... اما او فهمید چه خبر است و چیزی نگفت. فکر می کنم توان آن را نداشت که مرا نزد اقوامم لو دهد که بعدش هم آنها به او بد و رد بگویند. اما بالاخره اهل خانه همه سر در آوردند که من در اطاق خواب آنها دست به سقط جنین زده بودم».


حق سقط جنین

ممنوعیت حاملگی ناخواسته

در مصر که اینکار با نهایت مخفی کاری صورت می گیرد و امکان ندارد در این باره آمارگیری بعمل آید، بسیاری از زنان سالانه جنین خویش را پنهانی می اندازند.

سقط جنین که کاری ممنوع به حساب می آید – مگر اینکه ادامه حاملگی برای زنده ماندن مادر خطرناک باشد – با سه سال حبس جریمه می شود. شخصی هم که با قابلیت های پزشکی از اینکار حمایت کند تا به 15 سال زندان جریمه می شود.

خانم دهلیا الحمید که ریاست واحد دفاعی حقوق جنسی در سازمان حامیان حقوق شخصی را بر عهده دارد (EIPR) می گوید: «هیچ ارقامی برای سقط جنین هایی که در مصر انجام می شوند ذکر نشده است. زیرا چگونه می توان برای یک کار ممنوع که با اینهمه پنهانکاری هم صورت می گیرد کمیت سنجش تصور نمود؟»

ایمان بیبارس، رئیس سازمان حامی زنان (ADEW): «سقط جنین به همان نسبت که ممنوع است صورت هم می گیرد. اما در همه جهات، موضوعی است که در باره اش سکوت می شود. به لحاظ دینی شما فاحشه تلقی می شوید و به جهت قانونی آدمی مجرم. سپس نوبت به فشارهای اجتماعی می رسد که بی شک سخت ترین آنهاست». بیبارس که فمینیست است این سخنان را با حرارت تمام می گوید.

بر طبق تحقیقاتی که در سال 2000 با شرکت بیش از 10 پزشک  صورت گرفت و سپس در گزارش همه پرسی مردم شناسی به لحاظ سلامت به ثبت رسید، 11 درصد زنان مصر اقرار کردند که یک بار سقط جنین داشته اند.  19 درصدشان اقرار نمودند که یک بار حاملگی ناخواسته داشته اند. البته این ارقام مربوط به گذشته است. اما بخاطر توطئه ی سکوتی که حاکم است دارای ارزش می باشد.

دکتر محمد حَربی، مسئول واحد زایمان در بخش برنامه ریزی خانوادگی در مصر می گوید: «سقط جنین و حاملگی ناخواسته از کارهای ممنوعِ غیر قابل وصف می باشند».

«مشکل در این است که تقاضا برای سقط جنین وجود دارد و در واقع هیچگونه چارچوب قانونی برایش نیست، نبود یک چهارچوب روشن قانونی، زنان را وادار می کند سقط جنین را بصورت غیر قانونی انجام دهند، با تهیه داروجات در بازار ساه یا مراجعه به کلینیک هایی که نظافت را رعایت نمی کنند».

پزشک مزبور می گوید: «ما با نوشتن نامه می کوشیم از مسئولان ادارات بخواهیم مقررات قانونی را دستکم در زمینه پیشگیری حاملگی تغییر دهند. اما در دیدارهایی که با وزارت امور اجتماعی داشتیم، عالمان دینی حضور داشتند که بشدت مخالف اند. آنها عقیده دارند که همه زنان می بایست خواست خدا را بپذیرند. در صورتی که زنی حامله شود، این به خواست خدا صورت گرفته و در صورتی که طفلی که به دنیا آمده ناقص الخلقه یا بیمار باشد نیز همین طور».

به گفته ی هلا مصر که از فعالان جوان و حامیان داشتن حق سقط جنین می باشد و می کوشد از طریق شبکه های اجتماعی آگاهی مردم را در این زمینه بالا برد: «در جامعه ی ما برای یک زن این قابل تصور نیست که بگوید فرزندی را که در شکم دارم ، نمی خواهم». و با حرارت می افزاید: «به لحاظ دینی حرام است که اقدام به قطع حاملگی شود؛ زنان همواره تحت فشار هستند».

«ما در یک جامعه ی مرد سالار زندگی می کنیم. جسم یک زن متعلق به جامعه است، متعلق به پدر، برادر و سپس شوهر یا برادر شوهر است و در صورتی که شوهرش فوت کند، جسم آن زن به برادر شوهرش تعلق می گیرد. عمل جنسی پیش از ازدواج گناه است؛ و من دیگر لازم نیست به شما توضیح دهم که این برای حامله ای که بخواهد سقط جنین کند چه معنی دارد».

هلا مصر ادامه می دهد: «این است که زنان به انجام کارهای بسیاری حاضر می شوند، مانند نوشیدن کوکا کولای جوشیده و فرو کردن چوب رختی به خود یا اینکه بگذارند به شدت زیر کتک و لگد قرار گیرند».

«این به وابستگی ارزشی زنان و نبود حق تصمیم گیری آنها در باره خودشان مربوط می شود. و دیگر اینکه این شاید گویا باشد که در زبان عربی هیچ معادلی برای "پرو جویس" (که در آمریکا برای حق تعیین تکلیف خود برای زنان حامله بکار می رود – توضیح مترجم) وجود ندارد، زیرا در زبان ما برای هرآنچه ممنوع باشد معادل یا اسمی نداریم».

پیشگیریِ مشکل

بسیاری از سازمانها بجای اینکه توضیح دهند که به صراحت از حق سقط جنین حمایت می کنند، مشکل پیشگیری و جلوگیری از حامله شدن را مطرح می سازند. خانم حنا ابوالقار که پزشک اطفال است می گوید «مردم به ما ایراد می گیرند که از فطرت بریده ایم و به رابطه جنسی نامشروع و فاحشگی دامن می زنیم». او مؤسس انجمن "بَناتی" است، سازمانی که از کودکان خیابانی و به ویژه نوباوگان حمایت می کند.

دکتر اسفار* که برای یکی از سازمان های حقوق بشر فعالیت می کند و نمی خواهد نامش فاش گردد در این رابطه می گوید: «گفتگو در این باره در اجتماع ما غیر ممکن است».

«مجاز ساختن سقط جنین یعنی در مورد جسم انسانها، آزادیِ رفتار مجاز است».

«این واقعا بار سنیگینی است: دولت از علت مشکل بخوبی آگاه است، انجام نادرست سقط جنین در خانه ها، میزان بالای ناتمام گذاردن سقط جنین، حاملگی های پنهانی و اسقاط خشونب بار که به مرگ نوزاد و گاهی نیز مادر می انجامد، شما باور نمی کنید چه تعداد نوزاد مرده در سطل آشغال ها یافت می شوند».

در مخمصه

بسیاری از زنانی که به لحاظ مالی توانایی سقط جنین پنهانی را ندارند یا کسانی که آن را نامطمئن می دانند، تصمیم به ادامه حاملگی گرفته و سپس طفل خود را بهنگام زایمان بیرون می گذارند.

بیبارس می گوید: «برخی آگاهانه تصمیم می گیرند وضع خود را پنهان کرده و سقط جنین نمی کنند. زیرا قبل از آن باید بدانند که در چه شرایطی صورت می گیرد. در کلینیک های کثیف با پزشکانی که گاهی اصلا پزشک نیستند یا اینکه به جز قابله ی رسمی یا پرستار نمی باشند، آنهم بدون وسائل لازم».

برخی زنان همچنین از رفتار فئودالی موسوم به "حقِ" شبِ اول گزارش می کنند، به معنی حق ارباب به عمل جنسی با عروس دست نشاندگان خود در شب زفاف که گاهی توسط پزشکان بر بیمارانی که خواهان سقط جنین باشند اعمال می گردد.

سارا می گوید: «برای من قابل تصور نبود که به کلینیک بروم. زیرا حاضر نیستم دولا شده و پزشک را با دهان خویش ارضاء کنم. مردان تصور می کنند، فرقی ندارد زیرا او به جز فاحشه نیست. لذا دلیل ندارد او خودداری کند. و بسیاری از زنان جوان هم اینکار را می کنند زیرا فشاری که با حاملگی ایجاد می شود از این کارها قوی تر است».

به نظر بیبارس «مخفی نمودن حاملگی به همان میزان شایع است که سقط جنین. در کشوری که فرهنگ اسلامی حاکم است، اکثر زنان کاملا زیر چادر هستند. به همین جهت در صورتی که یکی از آنها چند کیلو چاق تر شده باشد، کسی ملتفت نمی شود». به همین جهت کاملا غیر ممکن است ارقام و آمارصحیحی بدست آورد.


 زمان در مصر

دایره مینا

اما به نظر کارشناسان باید تفاوت قائل شد. در حالیکه برخی از این اطفالِ پنهانی که مستقیما به خیابان ها گذارده می شوند و تقریبا هیچ شانس زنده ماندن هم ندارند، اکثرِ آنها به بیمارستان ها، مساجد یا خانه های یتیمان می رسند. به گزارش دکتر ابوالقار به ناظران خاورمیانه «مگر آنکه زن حامله مخفیانه وضع حمل کند – در این صورت او طفل خود را در خیابان می گذارد. یعنی قریب 95 درصد نوزادان مستقیما در بیمارستان ترک می شوند یا در مساجد یا خانه های یتیمان».

بیبارس اظهارات وی را با کمی تفاوت تأیید می کند: «نوزادانی که در بیمارستان به دنیا می آیند به خانه های یتیمان تحویل می گردند یا به اشخاص ثالت. مشکل اینجاست که گرایش به حاملگیِ ناخواسته که به ترک نوزادان می انجامد موجب رونق معامله با انسان است. برخی از کسانی که این کودکان را جمع آوری می کنند، آنها را یا به خانه های ثروتمندان در خلیج می فروشند یا به شبکه های گدایان خیابانی».

این است که این اطفالِ کلینیک ها بر شمارِ اطفالِ الشواریه (که اصطلاحی تحقیرآمیز برای کودکان خیابانی است) می افزایند. بر طبق یکی از تخمین های یونیسف فقط در قاهره و الکساندریا 10000 تن از این کودکان به سر می برند.

آیا قانونی شدن سقط جنین می تواند تأثیری بر شمار نوزادانی که در معابر گذارده می شوند ایجاد کند؟

به گفته عادل رمضان که از وکلای کارشناس حقوق شخصی (EIPR) است «با اطمینان می توان گفت که ضد قانونی بودن سقط جنین مشکلِ نوزادان ترک شده و کودکان خیابانی را تشدید می کند».

«و این روند در مورد کودکان تکرار می شود. به آنها بخاطر وضعیت ضعیفی که دارند سریع تر تجاوز می گردد و نیز بخاطر نداشتن حامی، بیشتر عمل جنسی با آنها صورت می گیرد و آنگاه به مجرد اینکه به رشد جنسیتی برسند لاجرم به حاملگی ناخواسته می افتند. این دور شیطانی تمامی ندارد».

امیرة الفکی، پژوهشگر جوانی که در حال تحقیقات در باره کودکان خیابانی است می گوید: «این کار قابل جلوگیری نیست. آنها با مردان رابطه جنسی داشته، غالبا مورد تجاوز قرار می گیرند. علاوه بر آن خیلی ها از منازل شان فرار کرده اند، زیرا معلوم شده که حامله می باشند- یا بدنبال تجاوزی که در درون خانواده به آنها شده یا اینکه پیش از ازدواج همخوابی داشته اند». 

به گفته دکتر اسفار «واضح است که قانونی شدن سقط جنین می تواند بخشی از مشکل را حل کند، هم برای زنان معمولی و هم برای همه ی زنانی که خارج از خانواده رشد کرده و در انتظار زایمان می باشند. اگر آنها امکان انتخاب می داشتند، فرزندان خود را به همان نحوه ی زندگی خودشان مجبور نمی کردند... به هر حال این نیز نباید ناگفته بماند که زنان مجردی که برای زایمان به بیمارستان می آیند، معرفی شده و به زندان می افتند».

اما برای انجمن بناتی، معادله به این روشنی نیست. این گروهِ نادیدنیِ اشخاصِ مستعد روابط جنسی خطرناک، خارج از نظارت و کنترل پزشکان می باشند.

بنا بر اظهارات دکتر ابوالقار «مسئله دارای سطوح مختلف است. زیرا کودکان خیابانی امروز، همگی از نسل اول نمی باشند. آنها غالبا جزو نسل دوم و بلکه نسل سوم اند. کودکانی که امروزه وارد می شوند، در خیابان بدنیا می آیند و پیش از آن غالبا مادرانشان، خود کودکان خیابانی بوده اند». وی در ادامه می افزاید: «حتّا اگر ما بکوشیم این گرایش را ترمز کنیم، مؤسسات اجتماعی دست رد به سینه بی خانمانها می زنند و آنها هم حاضر نیستند خدمات پزشکی را بپذیرند. یک دختر حامله هزار بار ارجهیت می دهد به حاملگی ادامه داده و نوزاد خود را در خیابان بدنیا آورد تا اینکه به پزشک مراجعه نماید. ما نباید فراموش کنیم که زایمان یک طفل در خیابان، ارزشِ اضافی دارد و به ارزش مادر می افزاید؛ کودک به پول درآوردن کمک می کند و گاهی نیز قابل کرایه است. این یک جنبه ی مهم قضیه است که بدان منجر می گردد که بسیاری از زنانی که در خیابان ها زندگی می کنند، حتّا از اینکه حامله هستند خوشحال هم هستند».

به نظر عابد الحمید «غیر قانونی بودن سقط جنین محدودیت زن مصری را بیشتر نشان می دهد، به ویژه در مورد زنانی که محصول شرایط فقر و دارای سواد پائین هستند. در صورتی که شما امروزه در مصر به اطلاعات دسترسی داشته باشید- به اطلاعات درون اینترنت و مربوط به شبکه های اجتماعی- و دارای امکانات مالی باشید، همواره راهی را برای سفط جنین می یابید».

اما الفکی نظر دیگری دارد و می گوید: «به نظر من این مسئله ایست که به سختی می توان برایش راه حل یافت و قانونی کردن سقط جنین نمی تواند موجب تغییر مهمی گردد. حتا اگر سقط جنین قانونی هم می بود، زنان مزبور به ندرت بدان دسترسی می داشتند. زیرا آنها غالبا فقیر و بی خانمان می باشند و برخی از آنها بدون کارت هویت بوده و همسر و قوم و خویشی که می توانستند از آنها حمایت کنند ندارند. و فکر هم نمی کنم که قانونی کردن می توانست کلید حل مشکلِ کودکان ترک شده باشد. علاوه بر این به نظر من سقط جنین را نباید فقط قانونی کرد، بلکه دسترسی زنان بدان باید در واقع عملی باشد تا اینکه آنها زودتر بتوانند برای رفتن پای عمل جراحی تصمیم گیری کنند».

پانوشت ها:

 * نام اشخاصی که در این مقاله آمده به خاطر محافظت از آنها، تغییر یافته است.

 تصویر ها از ژان – فرانسوا روشه در بلژیک.

 

 





Courtesy of Middle east Eye
Source: http://www.middleeasteye.net/fr/reportages/ce-tabou-qui-jette-les-enfants-dans-la-rue-202838019
Publication date of original article: 28/09/2015
URL of this page : http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=16426

 

Tags: سقط جنینمصر
 

 
Print this page
Print this page
Send this page
Send this page


 All Tlaxcala pages are protected under Copyleft.